آغازدوباره
|
||
دوستی می گفت: برای زندگی کردن به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشخیص دهد.
اندوه پنهان شده در لبخندت را
عشق پنهان شده در عصبانییت را
و معنای حقیقی سکوتت را
خیلی سخت به آدم می گذرد وقتی می فهمد مدتهاست فراموش شده است.
آن کسی را که روزی می شناختی ،سرابی بیش نبود.
راستی چرا؟چرا یک باره آن همه حسها از بین می روند و تو خود را غریب می بینی؟
تلخ و درد ناک است. انگار صد سال است غریبی.
بین راست و دروغ مثل یک کهکشان بی انتها و ناپیداست .دیگر رنگها برایت موجودیت ندارند.
از دست رفته ای.
نمی دانم ،باید خوب بگردم .شاید روزی پیدا شدم.
کنارت آرومم چه حس خوشرنگی
دستهام رو می گیری میمیره دلتنگی
کنارت آرومم سبکتر از بادم
از شوق چشماته که این همه شادم
(شاعر ناشناس)
شاید این تجربه را داشته باشی.داشتن یک دوست خوب.دوستی که برایت وقت داشته باشد.بتوانی براحتی برایش درد و دل کنی بی محابا .بدون اینکه خرده بگیرد به جنس حرفهایت.
حس خوبیست .انگار سبک می شوی .انگار تنهایی و ترس به یکباره کوله بارش را جمع کرده و زده به جاده فراموشی .
برای چند روز حالت خوب است.خوب خوب
صادق که باشی ،
همه به ریش نداشته ات می خندند.
زیر پایت را خالی می کنند تا زمین بخوری.
بعد برای همیشه خاکت می کنند.
اما باز هم، من این صداقت را دوست دارم.
باشد تا همه رستگار شویم.
توی نگاه بعضی آدمها آن چیزی را که دوست داری بگویی،
می بینی.
توی نگاه بعضی از آدمها دنیایی است که دوستش داری.
توی نگاه بعضی از آدمها دریاست.
دوست داری در آن غوطه ور شوی.
توی نگاه تو اما یک شعر زیباست.
بیا تا دوباره شعری زیبا برایت بگویم.
آرام آرام سال جدید متولد می شود.
و مادر زمین بار سنگین خود را بر چمنی با نقشی از خرگوش می گذارد.
درختان که بیدار می شوند ،انگار پرندگان پر شور تر می خوانند.
و آفتاب با طنین دلنشین تری می تابد.
دفتر ٨٩ را می بندم با همه خوبی ها و بدی هایش.
آرزو می کنم سال جدید ،سالی پر از امید و پیروزی باشد.
سال ٩٠ مبارک
همیشه درد و ناکامی هست .
فراموش نمی شود.
فقط باید یاد گرفت با آن چگونه کنار آمد و به آن عادت کرد.
آن وقت می شود زندگی کرد.
به من، کنار آمدن با درد را بیاموز.
زندگی یک قهوه تلخ است ،
که با همه تلخیش،
خوردنش لذت بخش است .
خوردن این قهوه را از دست نمی دهم .
نوش جان
حقیقت مثل بلور می مونه.
اگه بشکنه ،
چطور می شه با چسب،
تکه های اونو به هم چسبوند؟