مبارکم باشد

امروز حال عجیبی دارم .یک حس توآم با خوشی.

همین حالا یک دهه از عمر وبلاگ نویسیم گذشت.

یک دهه که توامآ خوشی وناخوشی زیاد داشت.

هر کدام نمایانگریک پلان از زندگی.

نوشتم تا حال خوش این لحظه ثبت شود.

/ 10 نظر / 11 بازدید
عسل

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا مبارک باشه!

عسل

مبارکت باشه عزیز دل من همیشه خوش و شاد باشی [بغل][ماچ]

تـــ ـارا

سلام بعد از مدتها مشکل وبلاگ "برگـــ ـهای سـ ـپید دفتــ ـر مــ ـن" حل شد و بروز شد. البته با آدرسی جدید، و با فوتو هایکوی جدیدی در انتظارتان است... خوشحال می شوم از حضورتان...

باران

من باید فرود آیم نباید بنشینم سال هاست ازآن لحظه که پربر اندامم رویید واز آشیان از بام خانه پرواز کردم همچنان می پرم . هرگز ننشسته ام ودیگر سری نیز به سوی زمین و به سواد پلید شهرها وبامهای کوتاه خانه ها بر نگرداندم چشم به زمین ندوختم پروازی رو به آسمان در راه افلاک و هر لحظه دورتر و بالاتر ا ز زمین و هر لحظه نزدیک تر به خدا

نازنین

وای من چه دیر رسیدم[خجالت] رویا جون تولد 10سالگی وبلاگت مبار...امیدوارم به 100سالگیش هم برسی[ماچ][گل]

باران

دهانت را می‌بویند مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم. دلت را می‌بویند روزگارِ غریبی‌ست، نازنین و عشق را کنارِ تیرکِ راهبند تازیانه می‌زنند. عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما آتش را به سوخت‌بارِ سرود و شعر فروزان می‌دارند. به اندیشیدن خطر مکن. روزگارِ غریبی‌ست، نازنین آن که بر در می‌کوبد شباهنگام به کُشتنِ چراغ آمده است. نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابانند بر گذرگاه‌ها مستقر با کُنده و ساتوری خون‌آلود روزگارِ غریبی‌ست، نازنین و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند و ترانه را بر دهان. شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس روزگارِ غریبی‌ست، نازنین ابلیسِ پیروزْمست سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است. خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

باران

عزیزم 10 سالگیت وبت مبارک. ممنون که به من سر زدی

مریمی

ایمیل!

باران

عزیزم من تازه امسال شروع به نوشتن وبلاگ کردم وچقدر به ده سالگی عمر وب شما حسودیم شد. امیدوارم منم ۱۰ ساله بشم و یه عالمه دوست خوب همراهم بشن