قایمکی

    یک جایی درونم هست ، مثل صندوقچه قفل دار.  

     آنجا مهرت را قایم می کنم ، تا شیرینیش زود یادم نرود .  

     مثل زمان بچگیم که آبنباتهای خوشمزه را قایم میکردم تا زود تمام نشود . 

    اینطوری طعم خوشمزه ای دارد .  

    اینطور نیست ؟  

/ 7 نظر / 7 بازدید
تارا

فقط باید مواظب بود که از یاد نبریم کجا قایمش می کنیم... من به روزم

مژده

سلام عزیزممم... مثل من که هنوز عادتمه... چیزهایی که خیلی دوستشون دارم می‌ذارم یه جایی که فقط خودم می‌دونم، مثل همون صندوقچه که گفتی ... شاد باشی گلممم...[ماچ][ماچ][قلب][قلب][چشمک]

لی لی

ممنون که یهویی اومدی اما شیرین نوشتی و دلم رو آروم کردی از اینکه دوست جدیدی دارم که حواسش بهم هست[لبخند] شاد باشی و موفق[گل]

یک دوست

رویای عزیزم باور می کنی بچه های منم یه صندوقچه دارن و خود من یه چمدون از بچگیم دارم که پر از یادها و خاطره هاست ....... شاید منم یه پست در همین مورد بذارم . دلمو هوایی کردی حسابی ...... اما صندوقچه ی دل جای خوبی نیست چون هرگز دیگه نمیتونی یاد اونهایی رو که باید دور بندازی از خودت دور کنی و این خیلی زجرآوره .......

تارا

سلام سری بزنید و مارا به تکه شعری میهمان کنید... با تشکر

گلی

قایم کردن و نگه داشتن خوبه..اما کاش مهر چیزی مثل ابنبات نبود که تموم بشه و آدم جبور باشه قایمش کنه و کم کم مزه مزه اش کنه نه؟