شب بی فروغ

  امشب را ميشود با ستاره های خاموش صبح کرد ؟

  يـک ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  دو  

  ديوارهای خسته چقدر  ذله کننده اند  .

  کاش يک قدم برای نفس کشيدن اکسيژ ن بود !!!!

  هنوز انتظار می بافم ،

  آنقدر می بافم که ديگر قصه ای نماند .

  و زبان خشکيده ام طعم ترس را  روی لبهايم ميچکاند .

  ديگر تمرين آرزوهايم را دوره نمی کنم .

  بوی نم می دهد آينده .

  و کپکی که پر کرده لحظات سوخته را .

  گفته بودم بوی کهنگی می گيرم .

  اصرار به آخر رسيده ،

  اما شب هنوز ته نکشيده آماده روز است .

  چقدر آهسته ميگردد اين زمين !!!!!!!!

  نگران نیستم ،

  شب ميرود و من ،

  فرياد ستارگان را از جدايی آسمان ،

  مزه مزه می کنم .

/ 5 نظر / 4 بازدید
فراز

فاصله ها پیمودنی ست وقتی دو سر جاده خواستن است..وقتی دو سر جاده چشم در چشم هم داشته باشند..

مژده

سلام عزيز. انشالله زندگيت هميشه پر فروغ باشه. من آپم. شاد باشی.

مهربانو

سلام! اميدوارم روزهايت به شادي بگذرند.

شهربانو

سلام رویا جان از آشنائی با شما خوشحالم و از لطفتان سپاسگزارم . شما که خود زیبا می نویسید .