سال اسب چموش

امسال بر خلاف هر سال ،اصلآ حال و هوای سال جدید نیست.

قبل سال 93 انگار به یک باره تمام افکار ناراحت کننده چندین هزار ساله عالم بشریت ریخته بود سر دل و بغض و گریه و اشک و آه و...... این حرفها .

خلاصه این از اتمام سال 92 مان. سال 93 هم با خوشی شروع نشد.خدا باعث و بانیش را بگویم چکار نکند.هر جا رفتیم انگار طلب چندین هزار ساله نگرفته شان را از ما می خواهند.

نیم من رفتیم و یک من برگشتیم.اصلآ اوضاع غریبی است.

بعد از چند سال و اندی که از خدا عمر گرفتیم،تازه فهمیدیم حیف آن همه گذشت و خوبی کردن و خوردن حرف مردم و به رویشان نیاوردن و انگار نه انگار.

تازه طلبکار هم هستند و ما انگار بدهکار.اصلآ تقصیر خودمان است .باید زودتر تکلیف همه را روشن می کردیم و حسابهای نگرفته را صاف تا لااقل دل خودمان خنک می شد.دیگران هم بروند ماست خود را بمکند.

خانواده بزرگ پر توقع طلبکارداشتن (از کوچک گرفته تا بزرگش ) هم خودش معضلی است.

سال 93 ،از همین اولش افسار گسیختی ها ،یادت باشد.

تنهاا آرزویی که برای همه دارم این است  : قدر محبتهای  بی ریایی که بهمان می شود بدانیم و اینقدر پر توقع نباشیم .از کسانی که بی ادعا  برای محبت به اطرافیانشان تمام سعی خود را می کنند بدون اینکه انتظار تلافی داشته باشند توقع وظیفه نداشته باشیم.همه مان مشکلات خودمان را داریم ولی در نهایت انسانیم و نیازمند محبت دیدن دو طرفه.

امیدوارم ادامه سال 93 بهتر باشد.اسب آرام و سر براهی باش.

/ 2 نظر / 19 بازدید
مریمی

خصوصی داری

خاتون

امان از این اسب چموش ! سر همه بلا آورده نه فقط شما ! رویا جون بیشتر بنویس دلم تنگ شده ... دارم آرشیوتو می خونم