در اين بازار مکاره ،

   گاهی ديگر حتی ته مانده اميدی،

   هم نيست تا خريداری شود.

   گاهی آنقدر دير است ،

   که دستانم برای دعای شبانه هم ،

   می خشکد.

   حيف از اين بهار ،

   که پاييزش را نظاره گرم .

   افسوس و صد افسوس

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
سوسن

دراين بازار مکاره دلی دارم هزارتيکه هزارپاره

فراز

بشنو ! هم سفر ـ من ؛با هم ..رهسپار ـ راه سختیم ؛با هم .

گلی

رويا تنها چيزی که اميد رو کم ميکنه اينه که تو فقط ظرف اميدت رو يک جا ببينی.شايد همون جا ته بکشه ولی اگه نگاهت رو به جای يک نقطه به نقطه های زيادی بدوزی مطمئن باش هميشه ظرفی پر از اميد پيدا ميکنی.مطمئن باش!

ستاره

سلام خوبی خوشحالم که هنوز ميبينمت

هانيل

افسوس و صد افسوس و الی آخر فکر نمی کنم اگه صد میلیون تا افسوس هم بخوریم چیزی عوض بشه

یک دوست

سلام عزیزم خوبی ؟ دلم برات خییییییییلی تنگ شده بود . ببخشید که اینقدر دیر شد قول میدم تکرار نشه !

ويولت

ممنون دوست خوبم

فراز

به نوشتن آرزوهايت دعوت می کنم..

رویا

ستاره جون کجايی؟وبلاگت چی شد؟