بی نام بی نام

16000.JPG

از فراسوی فلاتهای ستاره شب ،

ابرهای چین چین خورده را ،

با کارد آشپزخانه میبرم ،

و میگذارمشان لای نان با گردو .

چه لقمه گلو گیری !!!!!!!

بیا با طناب زندگی ،

تاب بازی کنیم ،

و نگذاریم کسی ما را بازی دهد .

یک هول به جلو ،

یک هول به عقب ،

حالا درست شد .

لقمه را که فرو میدهم ،

رویش هم یک لیوان چای ،

عصرانه کامل است .

حالا پاهایم را لب پنجره غربت دراز میکنم .

چه نسیم خنکی !!!!

داغی چای را میبرد به اعماق جهنم .

دیگر روی تاب نیستم ،

اما هنوز برای خودش عقب و جلو میرود .

من خیره بر تیرگی شبهای نزاییده ،

و طناب سرگردان در فضا .

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژده

سلام رويا جونمممممم. ممنون از نظرت گل دختر. شعرت خيلی جالب بود مخصوصاٌ ابرای تيکه تيکه شده لای نون همراه گردو ... شاد باشی عزيزم.

ستاره

سلام رويا جون وبلاگ قشنگی داری. وقت کردی به من سر بزن خشحال ميشم ببينمت

فراز

گلهای باغچه رنگ چشمان تو را دارند؛ وقتی که چشمانت پر از قطره های باران می شود می توانم دلتنگ نگاهت شوم ؛ وقتی که دلتنگ تو می شوم آسمانم ابری می شود..

امير

امشب با یه شعر آپم اندازه یه قناری حرف واسه گفتن دارم اندازه یه سوسن حوصله شنیدن داری؟ رويا جون تنهام نذاريد.

مامان آيسان

آخ و دل من چقدر نون و پنيرو گردو البته با نون بربری خواست..............

امير

سلام رويا جون امشبم آپم . منتظرم

شهربانو

رویا جان باز هم قشنگ نوشتی . میدانی دل من هوای نان و پنیر و گردو کرد . نمیدانم تا به حال نان سنگگ تبریز خورده ای ؟ توی این غربت بعضی وقتها چیزهائی رو دلم می خواد که اینجا نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد . خوش باشی عزیز من

آرش

وبتووون جالب بود اگه وقت کردین یه سریم بمام بزنید

آرش

وبتووون جالب بود اگه وقت کردین یه سریم بمام بزنید[بوسه][بدرود][ناخوش][ناخوش]

سلام عزیزم وب باحالی داری بارت آرزوی موفقیت وپیروزی دارم دوست دارم به منم سر بزن بابای