گربه سفید من

برفک من هفت ماهه است.یک روز از صبح های بهاری وقتی از پیاده روی

 برمی گشتم،گلوله سفیدی توجه مرا به خود جلب کرد.طفلی از تنهایی و ترس پناه آورده بود به پنجره های کف پیاده رو ساختمانهای اداری.

می لرزید و می لرزید.قد یک کف دست بود.

بدون فکر به طرفش رفتم و زیر بغلم زدم آوردمش خانه.طفلکی را بعد از سیر کردن شکمش ، شستم و با سشوار خشکش کردم.حالا شبیه شاهزاده خانمی با لباس سفید بود.

چنان خود را در دل اهل خانه جا کردکه دل و دین از همه ربود.از آن لحظه اسمش شد برفک.حالا هفت ماه می گذرد.شده عضوی از خانواده و نازش خریدار دارد.

نمی دانم اگر آن روز سر راهم قرار نمی گرفت ،حال و روزش چه می شد؟

/ 9 نظر / 12 بازدید
عسل

وای خدا رویا جون عکسش و بزار ما هم ببینیمش! اصلا من عجیب چند روزه دلم میخواد یه کوشولو تو خونم بود(البته هر موجود زنده ای جز نی نی)!!!

ستاره

ای جووووووووونم[ماچ] من گربه خیلی دوست دارم ولی مثل چی ازش میترسم[نگران] هفت ماگیش با شما مبارک[زبان]

عسل

من عاشق گربه هام اونم از نوع سفید و کوچولو...دخترم هم خیلی دوست داره اما پدرش اجازه ی خریدنشو نمیده و تقریبا هر روز دخترکم با اصرار به باباش میگه من قول میدم یادش بدم تو دستشویی جیش کنه بذااار بخریییییم[لبخند]

ستاره

سلام عزیز امروز عکس دخترم برای رای گیری تو وبلاگ میثمک هست این آدرسشه : http://meysamak.blogfa.com/post-694.aspx گروه پنجم......عکس 1050 باتوجه به قوانین مسابقه که نوشتن ادرس وبلاگ یا ایمیل الزامی و همینطور حتما دادن سه رای مختلف هست اقدام کن......یعنی حتما به سه نفر رای بده ممنون میشم به دخترم رای بدی عزیز

سپیده عمه آریانا

سلام ممنونم از بابت رای تون به دخملی مون 1049 شاد و برقرار باشید [گل][گل][گل]

نازنین

آخی تو چه مهربون و حیوون دوستی رویا جون...خوشم میاد از آدمهایی که از حیوانات نمیترسن و بهشون محبت میکنند... ولی من مثل چی از چیوونها میترسم و ازشون فراریم[وحشتناک]

عسل

رویا کجایی.؟؟؟

زهرا

چه رفتار مهربانانه ای. منم خیلی گربه دوست دارم. واقعا دوست دارم یه گربه تو خونه داشته باشم. یه گربه ی خونگی. اما متاسفانه همسرم رضایت نمی ده و چنندان خوش نداره که یه حیوان خانگی داشته باشیم [دلشکسته]