نياز

2001846200754261418_rs.jpg

هميشه دلم خواسته نگاهم از نگاهت دزدی کند.مثل کودکی که دوست دارد چيزی را داشته باشد ولی از او دريغ می کنند.

اين روزها چشمانم دوخته شده به برف و در درونم چيزی جز سرما نمی لولد.می خواهم داشته باشمت ،ولی نيرويی ما را از هم می گريزاند.

چرا اين نيروی جاذبه حرف مرا نمی فهمد؟اين روزها دروغگوی خوبی نيستم.امشب ماه را گم کردم .شايد فردا خورشيد پيدايش کند!!!!

تو به جای من آدرس خواستن را بده.

/ 26 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

سلام نوشته ات حس قشنگی داشت ! خيلی خوشم اومد / فکر می کنم بهتره يه پست راجع به سوال شما بنويسم چون سوال تا حالا مورد سوال خيلی ها بوده اگه ممکنه کمی صبر کنيد ...با تشکر

رويا غريب

رويا جون برف دلت رو پارو کن طفلک اگه بياد يخ می کنه

هانيل

آهای خانم دزدی بسه ماآپ میخوایم

گلی

دلم خواست بیام در مورد نيروی جاذبه يه چيزی بهت بگم: گاهی سیب هم به خاطر جاذبه زمین نمیافته به خاطر دافعه درخته که میافته به سمت زمین!

گلی

آخه نه اين که تو واقعيت زنشه..وقتی ديد زن نصرت شده عصبانی شد..بالاخره هم کاری کرد زنش شه!!!!من هم يه عالمه از اون ايکون ها که خيلی دوست داری برات زدم الان!

رضا

سلام موفق باشی وبلاگ جالبی داری

مسعودآهوئی

سلام وبلاگ قشنگی دارین امیدوارم که هر روز بهتر از روز قبل بشه وبلاگ ما دل شدگان با داستان سرگذشت يه عشق منتظر شماست اميدوارم که کمي از وقت عزيزتونو در اختيار ما بذارين و اين مطلبو بخونين در پناه حق

گلی

مرسی رويا جونم..اميدوارم واسه بقيشون اتفاقی نيافته..من نه نور افتاب دادم و نه دمای زياد..اما ممنون از اطلاعاتت!

گلی

آخيييی...يه عالمه از همون آيکون ها...و از اينااما بامبوی من تو آبه..فردا براش آب معدنی ميگيرم!بازم مرسی!